تبليغاتX
دختر تنهايي من

او کیست؟

 

نمیدانم ...

 

فقط ایستاده ست و جهانم را به هم می زند

 

وتو؟

 

من!

 

ومن اینروزها زمزمه میکنم:

 

هرجا که تویی زمانه آنجاست

 

 چون برگ گلی جوانه آنجاست...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 12:34 توسط ژاله پورخنجر| |

All Rights Reserved [myblog] .:::. Designed By Barbod Arjmand