او کیست؟
نمیدانم ...
فقط ایستاده ست و جهانم را به هم می زند
وتو؟
من!
ومن اینروزها زمزمه میکنم:
هرجا که تویی زمانه آنجاست
چون برگ گلی جوانه آنجاست...
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت
12:34 توسط ژاله پورخنجر| |
او کیست؟
نمیدانم ...
فقط ایستاده ست و جهانم را به هم می زند
وتو؟
من!
ومن اینروزها زمزمه میکنم:
هرجا که تویی زمانه آنجاست
چون برگ گلی جوانه آنجاست...